مجتبى ملكى اصفهانى
86
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
تاريخچهى كاربرد قياس در استنباط احكام شرعى اسلامى : اگرچه از همان صدر اسلام موارد متعدّدى از كاربرد قياس در احكام شرعى ، بخصوص توسط خليفهى دوّم مشاهده مىشود و سنگ بناى استفادهى ناصحيح از اين وسيلهى ناقص توسط پرچمداران و بنيانگذاران جريان انحراف از تمسّك به ثقل قرآن ( اهل بيت عليهم السّلام ) براى رهايى از بنبست استنباط احكام شرعى كه ناشى از عدم آگاهى و ناآشنايى ايشان از حقايق معارف الهى بود ، بنيان نهاده شد ، ولى اولين كسى كه توجّه فراوانى به قياس نمود و در موارد مختلف استنباط حكم شرعى از آن استفاده كرد ، ابو حنيفه « 1 » بود . معناى لغوى قياس ، اندازهگيرى و برابرى است . در اصطلاح علما ، قياس بر معانى متعدّدى اطلاق مىشود از جمله : 1 - قانونى كه از تتبع مفردات لغت عرب استنباط مىشود . مثل اينكه در لغت عرب مشاهده مىشود كه هر « واو » ساكنى كه حرف ما قبل آن مكسور باشد ، تبديل به « يا » شده است . بر اين اساس گفته شده كه : تبديل « واو » ساكن ما قبل مكسور به « يا » ، قياسى است . اين قياس را « قياس صرفى » گويند . اين نوع قياس از قبيل استقراء منطقى است . « قياس نحوى » نيز از اين قبيل است . 2 - معناى اصطلاح منطقى قياس . در اصطلاح منطق ، قياس عبارت است از قولى كه از دو يا چند قضيّه تشكيل شده و در صورت سلامت آن قضايا ، ذاتا قول ديگر كه نتيجه است حاصل مىشود . مثال : عالم متغيّر است . هر متغيّرى حادث
--> ( 1 ) - ابو حنيفه ، نعمان بن ثابت بن زوطا بن ماه ، متولد 61 يا 80 ه ق و متوفاى 150 ه ق وى ، امام مذهب حنفى يكى از مذاهب اهل سنّت مىباشد .